جدی نگیرید ها
عکس های جدیدی از سگ مظلومی که از به حرم امام رضا پناهنده شده است، در سایت انتخاب منتشر شد. این عکس ها اطلاعات عجیبی را فاش می کند، در تمام این عکس ها یک سگ نشان داده می شود که وسط یک مشت آدم که بروبر به او خیره شده اند، روی زمین نشسته است. بدنبال حضور ایشان در حرم امام رضا با ایشان مصاحبه ای کردیم، به این گفت و گو توجه فرمائید.
ما: سلام آقای هاپو!
سگ مظلوم: سلام، شما خبرنگاری؟
ما: بله عزیزم، چطور مگه؟
سگ مظلوم: خیلی بی مرامی، در تمام این مدت که شهرداری داشت سگ ها رو با سم می کشت و نیروی انتظامی اجازه نمی داد ما توی خیابون مثل سگ راه بریم شماها فقط به فکر آزادی بیان و این جور چیزها بودید، اصلا فکر نکردید ما هم سگ هستیم و نیاز به حمایت داریم.
ما: من از شما معذرت می خوام، لطفا شما بفرمائید که چی شد به حرم امام رضا پناه آوردید؟
سگ مظلوم: بخاطر اینکه از ایشون بخوام که ضامن ما سگ ها بشه، البته من شنیده بودم ایشون قبلا در مورد آهو ها خیلی لطف داشتن، ولی گفتم شاید یک نظری هم به ما بکنند، موقعی که می خواستم بیام یکی از سگ هایی که دچار یاس و سرخوردگی شده بود، گفت نرو بدبخت، این مردم تو رو می کشند، اینا همون هایی هستند که وقتی می خوان به کسی فحش بدن می گن برو بمیر که از سگ هم کمتری، ولی من حرفش رو گوش نکردم. حالا اومدم از دست این مردم به امام رضا شکایت کنم.
ما: دیگه از کی شکایت دارین؟
سگ مظلوم: من بیشتر از همه از شهرداری شکایت دارم، این ماموران شهرداری ماها رو گروه گروه می گیرند و با داروی سمی یا با گلوله می کشند، اومدم از شهرداری شکایت کنم.
ما: دیگه از کی شکایت دارین؟
سگ مظلوم: از این مومنین هم شکایت دارم، اینا به ما می گن نجس و تا می بینن یک بچه به ما دست می زنه و با ما بازی می کنه ما رو با لگد می زنند. خیلی نامردی می کنن، اومدم به امام رضا بگم که به این مومنین نصیحت کنه که اینقدر علیه ما حرف نزنن و نگن ماها نجس هستیم. تازه خبر من رو یک جوری نوشتن انگار که من خودم چون می دونستم نجس هستم، مواظب بودم که به مردم نخورم عکس منو ورداشتن، آقا همه اش دروغه، من که نمی آم همه سگ ها رو بفروشم به آدمها، مگه ما سگ فروشیم؟
ما: آیا شما از مرفهین بی درد و عوامل استکبار جهانی هم شکایت دارید؟
سگ مظلوم: من؟ نه داداش! من اصلا سیاسی نیستم، یعنی سیاسی هستم ولی رادیکال نیستم، ضمنا تنها مردمی که در این مملکت به ما حال می دن و ما رو دوست دارند، یکی همین مرفهین بی درد هستند و یکی هم دهاتی ها و چوپان ها که اونها با ما رفیق هستند، ولی وقتی که می آییم توی شهر فقط عوامل استکباری و مرفهین بی درد هستند که از ما حمایت می کنند و ما رو می برن گردش و می برن مون دامپزشک.
ما: رابطه تون با آمریکا و اروپا و عوامل استکباری چیه؟
سگ مظلوم: اون ها هم خیلی خوبند. خیلی از رفیقامون رفتند خارج و الآن اوضاع شون توپ توپه. اونجا اگر کسی بهشون چپ نگاه کنه پلیس پدرشون رو در می آره، مثل اینجا نیست که اگر آهو باشی باید از دست مردم به امام رضا پناه بیاری و اگر سگ باشی دولت و پلیس و شهرداری تو رو می کشه. منم واقعش رو بخوای می خواستم برم اروپا پناهنده بشم چون شنیدم توی فرانسه سگ ها خیلی مورد احترام هستند، منتهی اخیرا شنیدم آدمها فرانسه رو هم برای سگ ها ناامن کردن.
ما: خیلی ممنون آقای سگ که با من مصاحبه کردین. آیا پیام خاصی دارین که منتشرش کنم؟
سگ مظلوم: می خواستم بگم خیلی بی مرامی اگر مصاحبه من رو سانسور کنی و منتشر نکنی، به مردم هم می خواستم بگم تو رو خدا ما رو از دست اینهایی که می گن ما نجس هستیم و ما رو می کشند نجات بدین. همین حالا هم می دونم این هایی که من رو آوردند اینجا و دارن از من استفاده ابزاری می کنن دو روز دیگه داروی سمی به من می دن و منو می کشن. انشاء الله هر کی سگ ها رو می کشه به زمین گرم بخوره.
ما: سلام آقای هاپو!
سگ مظلوم: سلام، شما خبرنگاری؟
ما: بله عزیزم، چطور مگه؟
سگ مظلوم: خیلی بی مرامی، در تمام این مدت که شهرداری داشت سگ ها رو با سم می کشت و نیروی انتظامی اجازه نمی داد ما توی خیابون مثل سگ راه بریم شماها فقط به فکر آزادی بیان و این جور چیزها بودید، اصلا فکر نکردید ما هم سگ هستیم و نیاز به حمایت داریم.
ما: من از شما معذرت می خوام، لطفا شما بفرمائید که چی شد به حرم امام رضا پناه آوردید؟
سگ مظلوم: بخاطر اینکه از ایشون بخوام که ضامن ما سگ ها بشه، البته من شنیده بودم ایشون قبلا در مورد آهو ها خیلی لطف داشتن، ولی گفتم شاید یک نظری هم به ما بکنند، موقعی که می خواستم بیام یکی از سگ هایی که دچار یاس و سرخوردگی شده بود، گفت نرو بدبخت، این مردم تو رو می کشند، اینا همون هایی هستند که وقتی می خوان به کسی فحش بدن می گن برو بمیر که از سگ هم کمتری، ولی من حرفش رو گوش نکردم. حالا اومدم از دست این مردم به امام رضا شکایت کنم.
ما: دیگه از کی شکایت دارین؟
سگ مظلوم: من بیشتر از همه از شهرداری شکایت دارم، این ماموران شهرداری ماها رو گروه گروه می گیرند و با داروی سمی یا با گلوله می کشند، اومدم از شهرداری شکایت کنم.
ما: دیگه از کی شکایت دارین؟
سگ مظلوم: از این مومنین هم شکایت دارم، اینا به ما می گن نجس و تا می بینن یک بچه به ما دست می زنه و با ما بازی می کنه ما رو با لگد می زنند. خیلی نامردی می کنن، اومدم به امام رضا بگم که به این مومنین نصیحت کنه که اینقدر علیه ما حرف نزنن و نگن ماها نجس هستیم. تازه خبر من رو یک جوری نوشتن انگار که من خودم چون می دونستم نجس هستم، مواظب بودم که به مردم نخورم عکس منو ورداشتن، آقا همه اش دروغه، من که نمی آم همه سگ ها رو بفروشم به آدمها، مگه ما سگ فروشیم؟
ما: آیا شما از مرفهین بی درد و عوامل استکبار جهانی هم شکایت دارید؟
سگ مظلوم: من؟ نه داداش! من اصلا سیاسی نیستم، یعنی سیاسی هستم ولی رادیکال نیستم، ضمنا تنها مردمی که در این مملکت به ما حال می دن و ما رو دوست دارند، یکی همین مرفهین بی درد هستند و یکی هم دهاتی ها و چوپان ها که اونها با ما رفیق هستند، ولی وقتی که می آییم توی شهر فقط عوامل استکباری و مرفهین بی درد هستند که از ما حمایت می کنند و ما رو می برن گردش و می برن مون دامپزشک.
ما: رابطه تون با آمریکا و اروپا و عوامل استکباری چیه؟
سگ مظلوم: اون ها هم خیلی خوبند. خیلی از رفیقامون رفتند خارج و الآن اوضاع شون توپ توپه. اونجا اگر کسی بهشون چپ نگاه کنه پلیس پدرشون رو در می آره، مثل اینجا نیست که اگر آهو باشی باید از دست مردم به امام رضا پناه بیاری و اگر سگ باشی دولت و پلیس و شهرداری تو رو می کشه. منم واقعش رو بخوای می خواستم برم اروپا پناهنده بشم چون شنیدم توی فرانسه سگ ها خیلی مورد احترام هستند، منتهی اخیرا شنیدم آدمها فرانسه رو هم برای سگ ها ناامن کردن.
ما: خیلی ممنون آقای سگ که با من مصاحبه کردین. آیا پیام خاصی دارین که منتشرش کنم؟
سگ مظلوم: می خواستم بگم خیلی بی مرامی اگر مصاحبه من رو سانسور کنی و منتشر نکنی، به مردم هم می خواستم بگم تو رو خدا ما رو از دست اینهایی که می گن ما نجس هستیم و ما رو می کشند نجات بدین. همین حالا هم می دونم این هایی که من رو آوردند اینجا و دارن از من استفاده ابزاری می کنن دو روز دیگه داروی سمی به من می دن و منو می کشن. انشاء الله هر کی سگ ها رو می کشه به زمین گرم بخوره.
این مطلب جدی نگیری نگارنده قصد توهین به هیچ کس در هر جایگاهی را ندارد فقط یک شوخی ساده است همین جون مادراتون جدی نگیرید . باشه .
+ نوشته شده در ساعت   توسط بابک
|
